سفارش تبلیغ
صبا
[ و در پى جنازه‏اى مى‏رفت ، شنید مردى مى‏خندد فرمود : ] گویا مرگ را در دنیا بر جز ما نوشته‏اند ، و گویا حق را در آن بر عهده جز ما هشته‏اند ، و گویى آنچه از مردگان مى‏بینیم مسافرانند که به زودى نزد ما باز مى‏آیند ، و آنان را در گورهاشان جاى مى‏دهیم و میراثشان را مى‏خوریم ، پندارى ما از پس آنان جاودان به سر مى‏بریم . سپس پند هر پند و پند دهنده را فراموش مى‏کنیم و نشانه قهر بلا و آفت مى‏شویم . [نهج البلاغه]
سیاسی - مشق شب
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
اوقات شرعی

  • بازدید امروز: 6
  • بازدید دیروز: 1
  • مجموع بازدیدها: 117633
    » درباره من
    سیاسی - مشق شب
    مرتضی رضاییان

    » برخی مقالات من در رسانه های دیگر
    مقاله مندرج من در اعتماد که از کیهان سرک کشید! [284]
    شرایط ویژه ادعای مخالفان [125]
    کدام شرایط ویژه؟! [109]
    پلورالیسم رسانه‏ای وچمدانهای دلار [143]
    بخشنامه ای برای سلامتی [121]
    آب را گل نکنید [204]
    شاگرد ممتاز مکتب روح الله [263]
    این هم یکی دیگر از جلوه های اصولگرایی [183]
    آب را گل نکنید! [127]
    دو تابلو در برابر شورای شهر سوم [169]
    پلورالیسم رسانه‏ای و چمدانهای دلار [161]
    کدام شرایط ویژه [168]
    از انرژی هسته‏ای تا چای و خرما [232]
    کدام شرایط ویژه [123]
    عرصه فرهنگ؛ چشم انتظار تحولی اساسی [160]
    [آرشیو(36)]


    » آرشیو مطالب
    سیاسی
    فرهنگی

    » لوگوی وبلاگ


    » لینک دوستان
    پیاده تا عرش
    پیامبر اعظم(ص)
    مشق شب
    قاسم روانبخش میبدی
    سید مصطفی میرمحمدی میبدی
    محمدحسین رنجبران
    کوکب هدایت
    آب و آتش
    شاهراه عدالت
    محمد مبینی

    » طراح قالب

        

    »» تصاویری از مقام معظم رهبری


    نوشته های دیگران ()
    نویسنده متن فوق: » مرتضی رضاییان ( یکشنبه 86/10/16 :: ساعت 8:27 عصر )
    »» بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان دانشگاه‏هاى استان یزد

    اعتماد به نفس ملی، دست‏آورد انقلاب اسلامی
    من دیروز در اجتماع عمومى مردم راجع به اعتماد به نفس مطالبى گفتم. مخاطب اصلى و اولى شمائید. آنى که ما به شدت نیازمند اعتماد به نفس او هستیم، قشر جوان ماست؛ بخصوص قشر جوان اهل علم و فرزانه و بالقوه اداره کننده‏ى بخشى از آینده‏ى این کشور؛ چه اداره کننده‏ى علمى، چه اداره کننده‏ى سیاسى، چه اداره کننده‏ى عملى و اجرائى. این قشر باید توصیه‏ى به اعتماد به نفس را - که من دیروز به صورت گذرا گفتم و امروز میخواهم قدرى بیشتر درباره‏ى آن حرف بزنم - درست به گوش بشنود و از اعماق دل بپذیرد و در همه‏ى فعالیتهاى خود آن را محور و ملاک قرار بدهد.

    چرا من مسئله‏ى اعتماد به نفس را اصلاً مطرح میکنم؟ مگر در کشور چه اتفاقى افتاده که بنده اصرار دارم روى اعتماد به نفس ملتمان یا جوانانمان تکیه کنم؟ توضیحى وجود دارد. ملت ما بر اثر انقلاب، بر اثر دفاع مقدس، بر اثر تأثیر شخصیت ویژه‏ى امام - که حالا بعد اگر ان‏شاءاللَّه یادم ماند، اشاره میکنم که در ایجاد اعتماد به نفس ملى، شخص امام و عناصر تشکیل دهنده‏ى شخصیت او، یکى از بیشترین تأثیرها را داشت - و بر اثر پیشرفتهاى گوناگون، امروز به یک نصاب قابل قبولى از اعتماد به نفس دست یافته است. بیم آن هست که در عرصه‏ى جنگهاى روانى و تبلیغاتى و به اصطلاح جنگ نرم بین ما و دشمنانى که بسیار اصرار بر ادامه‏ى این نبرد دارند، این اعتماد به نفس یا خدشه پیدا کند، تضعیف بشود، متزلزل بشود یا لااقل در حدى که ملت ما به آن احتیاج دارد، پیش نرود. ما در نیمه‏ى راهیم. من به عیان مى‏بینم که در ذهن و زبان و عمل بسیارى از برجستگان کشورمان این اعتماد به نفس هنوز به حد نصاب لازم نرسیده.

    خود کم بینی، یک بیماری خطرناک
    نقطه‏ى مقابل اعتماد به نفس، خودکم‏بینى است؛ خودکم‏بینى در مقابل فکر یک جناحى از ملتهاى عالم - که امروز غرب مظهر آن است - خودکم‏بینى در مقابل فلسفه‏ى آنها، خودکم‏بینى در مقابل علم آنها، حتّى خودکم‏بینى در مقابل الگوهاى توسعه‏ى ملى که آنها پیشنهاد میکنند؛ در حالى که الگوى توسعه‏ى ملى نسبت به ملتهاى مختلف، گوناگون است. خودکم‏بینى، این بیمارى بسیار خطرناک، که در طول ده‏ها سال متوالى آن را در کالبد ملت ما تزریق کردند. واژه‏ى فرنگى، فکرِ فرنگى، گرده‏بردارى از واژه‏هاى فرنگى، جزو کارهاى رایج ماست. من الان گوش میکنم، متأسفانه مى‏بینم علاوه بر واژه‏هاى فرنگى‏اى که در طول ده‏ها سالِ گذشته بر زبان مردم جارى شده و وجود دارد، باز در رادیو و تلویزیون ما هر چند وقتى یک بار، یک واژه‏ى فرنگىِ دیگر مطرح میشود که مردم باید از هم سؤال کنند: آقا این یعنى چه؟! بروند به یکى مراجعه کنند؛ آقا معنایش چیست، تا معنایش را بفهمند! خب، چه لزومى دارد؟ این مفهومى که تازه وارد کشور شده که شما میخواهید برایش لغتى بیان کنید، خب برایش لغت بساز! زبان فارسى با این گستردگى.

    اینها آن خودکم‏بینى‏هائى است که از اثرات گذشته است. این را براى چه گفتم؟ براى اینکه معلوم بشود ما هنوز در وادى اعتماد به نفس خیلى باید جلو برویم. من میترسم که این روح اعتماد به نفس ملى آن رشد لازم را نکند. این بحث را براى این میکنم. دیروز هم که گفتم، به همین منظور است؛ امروز هم که با شما خصوصى‏تر و مفصل‏تر صحبت خواهم کرد، باز به همین منظور است.

    تلاش دائم برای ادامه‏ی راه

    ما آن دونده‏اى هستیم که باید برسیم به خط پایان؛ باید برسیم به خط بُرد. دائم باید بدویم. اینجا شما روى پلاکارد نوشته‏اید در سال 1404 ایران کشورى است توسعه‏یافته. دنباله‏ى چشم‏انداز این است که از کشورهاى دیگر در منطقه باید از لحاظ فناورى و چه و چه و چه جلوتر باشد. شما خیال میکنید کشورهاى دیگر همین‏طور ایستاده‏اند که ما جلو برویم، آنها حرکت نکنند؟ آنها هم دارند حرکت میکنند. مسابقه‏ى دوندگى است، مسابقه‏ى دو است. اگر وسط راه همت من و شما سست شود، اگر امیدمان کم شود، اگر خیال کنیم که آقا فایده‏اى ندارد، خب نمیرسیم. من از این بیمناکم؛ لذا راجع به اعتماد به نفس میخواهم صحبت کنم.

    دشمن یعنی جناح سیطره‏جوی جهانی
    امروز ما یک حد نصابى از اعتماد به نفس را داریم، که عرض کردم به برکت آن چند عاملى است که گفته شد. دشمن ما عبارت است از دستگاه استکبار سیطره‏جوى جهانى. دشمن که میگویم، این است. حالا مظهرش را شما بگوئید دولت آمریکاست، باشد؛ یا فلان دولت دیگر است، باشد. مشکل ما با کشورها و دولتها، مشکل بومى و نژادى و ملى و اسمى نیست؛ مشکل این است که یک مجموعه‏ى سیطره‏جوئى در قدرتها و سیاستهاى دنیا به وجود آمده؛ اینها عادت کرده‏اند بر سیطره‏جوئى و برخورد نکردن با مانع جدى. حالا اینجا یک مانع جدى به وجود آمده؛ اسمش حکومت اسلامى است، جمهورى اسلامى است. با این مانع جدى بشدت پنجه مى‏اندازند؛ بحث ما این است. دشمن یعنى آن جناح سیطره‏جوى سیاست و قدرت‏طلب جهانى، با هر اسمى. البته از نظر من امروز مظهرش دولت ایالات متحده‏ى آمریکاست و بزرگترین شیطان مجسمش آن است؛ حالا هر اسمى داشته باشد، هر کسى باشد؛ این دشمن است. دشمنى‏اش هم با ما به خاطر همین است که اینجا یک مانعى است. مثل یک بُرنده‏اى که همین‏طور میبُرید و جلو میرفت، بدون مانع؛ حالا جلویش یک رشته‏ى فولادىِ محکم قرار گرفته، نمیگذارد جلو برود. فشار براى خاطر این است. چالش ما با غرب، برگشتش به این است.

    اراده‏ی ملت ایران بر تسلیم ناپذیری
    بعضى‏ها همین‏طور مى‏نشینند فیلسوفانه و پیرمردانه و پدرخوانده‏گون ریش میجنبانند که آقا چرا با همه دعوا میکنید. بحثِ دعوا کردن نیست؛ بحثِ این نیست که ما با کسى میخواهیم دعوا کنیم. مسئله‏ى ما، مسئله‏ى ایستادگى در مقابل سیطره‏جوئى است. ما یک ملتیم که قرنهاى متمادى یا حداقل ده‏ها سال متمادى ما را خواب و غفلت‏زده و خمار و گیج نگه داشتند؛ هر کارى خواستند، با ما کردند. ما حالا تازه بیدار شده‏ایم؛ ما میخواهیم دیگر تسلیم نشویم؛ جرم ما این است؛ «و ما نقموا منهم الّا ان یؤمنوا باللَّه العزیز الحمید». چالش اینجاست.

    شکست دشمن در برابر روحیه اعتماد به نفس حزب الله
    این دشمنى که در مقابل ملت ایران است، با این اعتماد به نفسى که شما تا امروز به آن رسیده‏اید، ستیزه خواهد کرد؛ بخصوص که امروز آمریکا در سیاستهاى خاورمیانه‏اىِ خودش شکست خورده. سیاستهاى خاورمیانه‏اى آمریکا عمدتاً معطوف به جمهورى اسلامى بود. از یک طرف افغانستان، از یک طرف عراق؛ فکر میکردند جمهورى اسلامى بین دو لبه‏ى یک گازانبر قرار خواهد گرفت و زیر فشار واقع میشود و دستهایش را بالا میبرد. سیاست خاورمیانه‏اى آمریکا مبتنى بود بر تقویت رژیم صهیونیستى، و یکى از بزرگترین اقدامها و تصمیماتشان این بود که در داخل لبنان - که همسایه‏ى مشرف بر سرزمین فلسطینِ غصب شده است - آن نیروى محرکه و مؤمن و اثرگذار و نافذ، یعنى حزب‏اللَّه و نیروى مقاومت را از بین ببرند. سال گذشته با آن شکست مفتضحانه، این از دستشان گرفته شد. از پارسال تا حالا هم مرتب دارند دست و پا میزنند، براى اینکه شاید بتوانند در لبنان یک کارى بکنند، یک حکومت طرفدار آمریکا، یک ارتش طرفدار آمریکا به وجود بیاورند؛ که الان مشکل و معضله‏ى لبنان به خاطر این است. آمریکائى‏ها حاضر نیستند به‏آسانى این گوشتِ به خیال خودشان پخته را از زیر دندانشان بیرون بیاورند؛ براى اینکه بتوانند یک فرد دست‏نشانده‏اى به عنوان رئیس - که فرمانده ارتش هم هست - و به تبع آن، یک دولت دست‏نشانده در آنجا به وجود بیاورند تا بتوانند حزب‏اللَّه را زیر فشار قرار دهند؛ اما تا حالا نتوانسته‏اند. براى قدرتى مثل آمریکا، اینها ناکامى است. با آن همه ادعا، با آن همه توان، با آن همه پول، با آن دستگاه دیپلماسىِ فوق‏العاده قوى، و با آن ابزارهاى گوناگون فنى و انسانى نتوانستند با حزب‏اللَّه مواجه شوند. اینها حزب‏اللَّه را هم مرتبط با ایران میدانند؛ پیروزى حزب‏اللَّه را، پیروزى جمهورى اسلامى میدانند. اینجا هم شکست خوردند.

    شکست دشمن در برابر روحیه اعتماد به نفس ملت
    در مسئله‏ى هسته‏اى، آمریکائى‏ها تا همین چند ماه پیش اصرار، اصرار که باید ایران بکلى همه‏ى فعالیتهاى هسته‏اى‏اش را کنار بگذارد؛ یعنى مثل آن کارى که با لیبى کردند؛ ته‏اش را جارو کند، تقدیم کند به آنها؛ بکلى اعلام انصراف کند. اخیراً - چند هفته‏ى قبل از این - وضع به جائى رسیده است که گفتند ایران در همین حدى که هست، توقف کند. ببینید فاصله‏ى اینها خیلى زیاد است. یک روزى بود که اینها حاضر نبودند پنج عدد سانتریفیوژ را تحمل کنند. مسئولین گفتگو و مذاکره‏ى با اروپا حاضر شده بودند بیست تا سانتریفیوژ را نگه دارند، آنها گفته بودند نمیشود؛ گفته بودند پس لااقل پنج تا، گفته بودند نمیشود. اگر میگفتند یکى، باز هم میگفتند نمیشود! امروز سه هزار تا سانتریفیوژ دارد کار میکند، مبالغ زیادى هم آماده‏ى کار گذاشتن است. میگویند در همین حد متوقف شوید. این هم یکى از ناکامى‏هاى آمریکاست.

    در خود منطقه آمریکائى‏ها تلاش کردند از بعد از قضیه‏ى بیستم شهریورِ آن برجهاى دوقلو، صحنه را تصویر کنند به یک صحنه‏ى دو قطبى در این منطقه: جنگ بین دموکراسى و تروریزم. چقدر تبلیغات کردند، چقدر کار کردند، چقدر تهاجم نظامى و لشکرکشى و خرج کردند و هر کارى توانستند، کردند تا بگویند ما حامل دموکراسى هستیم، منطقه حامله‏ى تروریزم است؛ ما آمده‏ایم منطقه را نجات دهیم. امروز شما نگاه کنید در خود عراق که مرکز و محور فعالیتهاى اینها بود؛ از مردم عادى که سؤال کنید، میگویند موجب و عامل تروریزم خود آمریکائى‏هایند؛ هیچ کس معتقد نیست که آمریکا براى عراق دموکراسى آورده. این حکومتى که تشکیل شد، این دولتى که روى کار آمد، این مجلسى که روى کار آمد، على‏رغم آمریکا آمد؛ نمیخواستند این بشود؛ ناچار شدند؛ این را همه میدانند. بنابراین در صحنه‏هاى مختلف، اینها ناکام شدند.

    دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد
    آیا وقتى که یک قدرت سیطره‏جو براى عقب نشاندن روحى و روانى یک ملت و شکستن اعتماد به نفس او، اینطور ناکام میشود، آیا ساکت میماند؟ جواب این است که نه، ساکت نمیماند؛ دنبال راه‏هاى جدید میگردد. چون او دنبال راه‏هاى جدید میگردد، ما باید به فکر شیوه‏هاى جدید باشیم. ما باید محاسبه‏ى راه‏هاى جدید دشمن را بکنیم؛ بدانیم امکانات او، امکانات کمى نیست. من بارها گفته‏ام: «دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد». دشمن امکانات تبیلغاتى‏اش با امکانات تبلیغاتى جمهورى اسلامى قابل مقایسه نیست. این را هم من به شما عرض بکنم؛ در زمینه‏هاى کار فرهنگى، در زمینه‏هاى کار تبلیغاتى و ارتباطاتى، امکانات دشمن خیلى زیاد است؛ دائم مشغولند، پول هم فراوان خرج میکنند. اینى که گفتند آقا ما هشتاد میلیون دلار، صد میلیون دلار به مخالفین نظام در ایران - به تعبیر خودشان اوپوزیسیون - میدهیم، اینها ظاهر قضیه است؛ هزینه‏هاى آنها براى این کار خیلى بیشتر از این چیزهاست. دارند هزینه میکنند. من و شما، جوان این مملکت، دانشجوى این مملکت، مسئول این مملکت، استاد این مملکت باید بداند که دشمن از چه راهى وارد خواهد شد؛ پیش بینى کند. اگر پیش‏بینى کردید، آن وقت پدیده‏هائى که در جامعه پیش مى‏آید، اینها را میشناسید. وقتى شما میدانید که فرضاً سیلى در راه است، یا طوفانى در راه است، پدیده‏هاى پیش از حدوث سیل یا طوفان وقتى در زندگى شما اتفاق مى‏افتد، این لحظات پیش از سیل یا طوفان را میشناسید و عاملش را میدانید. وقتى نمیدانید، این عوامل براى شما ناشناخته است. گاهى انسان به آن عوامل نادانسته کمک میکند. این است که این بحث را براى ما جدى میکند.

    اهمیت اتکا به خود
    من اول راجع به اهمیت اعتماد به نفس چند جمله‏اى عرض بکنم. اعتماد به نفس ملى که باید در نخبگان یک کشور بروز کند، مهمترین تأثیرش این است که حالت انتظار کمک و دستگیرى از دیگران را از انسان میگیرد. ملتى که به خودش اعتماد ندارد، همیشه منتظر است براى او چیزى فراهم کنند و به او بدهند. وقتى منتظر بودید برایتان غذاى آماده بیاورند، دیگر غذا درست نمیکنید؛ غذا درست کردن هم بلد نمیشوید. این یکى از خطرات عمده است، خیلى هم واضح است؛ یعنى چیز فلسفىِ پیچیده‏ى مشکلى نیست. اما همین شى‏ء واضح و سازوکار واضح براى عقب ماندگى کشور، گاهى از نظر ماها مورد غفلت قرار میگیرد.

    زهر خودباختگی
    من فراموش نمیکنم؛ بر حسب تصادف، سالها پیش از پیروزى انقلاب منزل دوستى رفته بودیم - اهل یکى از شهرستانهاى شمال کشور بود، آمده بود مشهد، ما رفتیم دیدنش - نماینده‏ى آن شهر در مجلس شوراى ملىِ آن روز هم اتفاقاً مشهد بود و او هم آمده بود دیدن این شخص. تصادفاً ما با یک نماینده‏ى مجلس یک ساعتى همنشین شدیم. ما آن وقت جوان بودیم، مثل حالاى شماها - که هر چه دلتان میخواهد، میگوئید - ما هم ملاحظه‏ى جوانب قضیه را نمیکردیم. بنده شروع کردم انتقاد از دستگاه، و همان حرفهائى که آن وقتها در ذهن ما بود، گفتیم. او نماینده‏ى مجلس شاه بود، به او برخورد؛ لذا بنا کرد با ما مجادله کردن. از جمله‏ى حرفهائى که من به او زدم، این بود که گفتم: آقا مملکت را راکد نگه داشته‏اید؛ همه‏اش واردات، همه‏اش واردات، همه‏اش مصنوعات دیگران؛ پس خود ما چرا کارى نمیکنیم؟ جوابى که او داد، جالب است، که شما بدانید طرز فکرها چه بود. گفت: آقا بهتر، بهتر! اروپائى‏ها مثل نوکر براى ما کار کنند، ما از نتیجه‏ى کارکرد آنها استفاده کنیم! ببینید چطور این زهر را گاهى تا اعماق جان آحاد یک ملت و نخبگان یک ملت نفوذ میدهند که اینطورى صحبت میکنند.

    اعتماد به نفس زمینه‌ساز بروز استعدادها
    وقتى اعتماد به نفس نبود، حالت انسان، حالت انتظار کمک دیگران و انتظار دستگیرى دیگران است. مثل آدم مفلوک و زمینگیر یک گوشه‏اى نشسته، منتظر است یک نفرى از آنجا عبور کند، یک کمکى به او بکند. نقطه‏ى مقابلش حالت استغناء است: انسان منتظر نباشد که براى او بیاورند. وقتى منتظر نبود، در اندیشه‏ى فراهم کردن نیازهاى خود بود، این استعدادهاى موجود در وجود او - استعدادهاى نهفته‏ى در وجود یک ملت - به کار مى‏افتد. استعدادها که به کار افتاد؛ استعدادى که بالقوه بود، بالفعل شد و موفقیت کسب کرد، یک موفقیت به صورت خوشه‏اى موفقیتهاى بعدى را به وجود مى‏آورد. یک موفقیت، یک خوشه موفقیت را پشت سر خودش مى‏آورد؛ طبیعت کار این است.

    دفاع مقدس مظهر تکیه به خود
    در دوران دفاع مقدس، اوائل کار، بخصوص بچه‏هاى سپاه و بسیج واقعاً چیزى نداشتند؛ سلاح لازم را نداشتند؛ عمده‏ى سلاحشان همین کلاشینکف بود؛ یک تفنگ انفرادى. نمیشد با این سلاح جنگید؛ لذا به فکر افتادند. خود این به فکر افتادن، بابهائى را به روى آنها باز کرد. من توصیه‏ام به جوانهاى عزیز این است که شرح حال سرداران شهید را بخوانید. در لابه‏لاى حرفهاى اینها، حالا یک بخشهائى عاطفى و معنوى و اینهاست - که آنها هم به نوبه‏ى خود منافعى دارد - اما بخشهائى هم بخشهاى تجربىِ کارهاى اینهاست که در میدان جنگ چگونه عمل میکردند. من بارها گفته‏ام که در دوران جنگ، ما بایستى آر.پى.جى هفت را به صورت قاچاقى با پولِ چند برابر از کشورهاى دیگر مى‏آوردیم و نهایت سختى را متحمل میشدیم؛ پولِ چند برابر هم میدادیم تا یک تعداد سلاحهاى ابتدائىِ اینطورى را به دست بیاوریم. نتیجه‏ى آن تجربه‏ها و اعتماد به نفس این شد که ملت ایران به جائى برسد که سلاحهائى که خودش تولید میکند، در منطقه بخشى‏اش درجه‏ى یک و بى نظیر باشد، بخشى هم کم نظیر باشد. این به خاطر همین نیاز بود؛ چون به ما نمیفروختند، چون به ما نمیدادند. ما احساس کردیم که باید به خودمان تکیه کنیم. جوانهاى ما به خودشان تکیه کردند. این تکیه‏ى به خود، استعدادها را جوشاند. این جوشش استعدادها فراورده دارد؛ فراورده‏ها هر یکى چندین دنباله دارد. این در همه جا هست. این اعتماد به نفس، هم در کشفیات هست، هم در علم هست، هم در ساخت و تولید هست، هم در الگوى توسعه هست.

    الگوی توسعه ایرانی مطلوب ماست
    من در یکى دو تا دیدار دانشجوئىِ سفرهاى سال گذشته در مشهد و سمنان، راجع به مسئله‏ى الگوى توسعه صحبت کردم؛ الگوى توسعه‏ى ایرانى، الگوى توسعه‏ى بومى، که ما براى توسعه‏ى کشور به سراغ نظریات دانشمندان اروپائى نرویم. نمیگویم از علم آنها استفاده نکنیم؛ اما نسخه‏ى آنها مال خودشان. علم آنها را یاد بگیریم؛ اما نسخه‏ى بیمارىِ خودمان را خودمان بنویسیم، تا مورد اعتماد خودمان باشد، تا بتوانیم به آن تکیه کنیم، اطمینان کنیم. حالا اگر اعتماد به نفس نباشد، میگوئیم آقا مگر ما میتوانیم؟ این همه دیگران تجربه کردند، ما حالا چه بالاتر از آنها میخواهیم بیاوریم؟ این، نبود اعتماد به نفس است؛ که الان هم متأسفانه بعضى‏ها میگویند! بعضى از تحصیلکرده‏هاى ما همین را میگویند. ما گفتیم الگوى توسعه‏ى بومى تهیه کنیم، میگویند آقا کدام الگوى توسعه‏ى بومى؛ مگر میشود؟! ببینید، این همان رسوبات باقیمانده‏ى از گذشته است؛ نبود اعتماد به نفس است. اگر یک ملت میخواهد پیشرفت کند، نمیشود منتظر دیگران باشد.

    تلقین خودباختگی توسط نخبگان
    غربى‏ها، اروپائى‏ها یکى از شیرین‏کارترین کارهایشان که به نفع خودشان تمام شد، این بود که آمدند نخبگان کشورهاى دیگر را در مشت گرفتند، افکار خودشان را به اینها تلقین کردند؛ بعد اینها را رها کردند توى کشورهاى خودشان، گفتند بروید. کشورهاى غربى - یعنى انگلیس، فرانسه و بقیه‏ى کشورها - به جاى اینکه پول خرج کنند تا افکار سیاسى خودشان را در آن کشورها پیاده کنند، تربیت‏شده‏هاى آنها رفتند بدون مزد و منت، کارهاى آنها را برایشان انجام دادند. جزو بلاهاى کشورهاى عقب‏مانده و توسعه نیافته، یکى این بود. هنوز هم دنباله‏هایشان هستند و دارند کار خودشان را میکنند. این باید شکسته شود. اهمیت اعتماد به نفس این است که اگر ما اعتماد به نفس ملى پیدا کردیم، این استعدادها خواهد جوشید؛ آن وقت خواهیم دید که میتوانیم؛ براى ما اثبات خواهد شد که میتوانیم.



    نوشته های دیگران ()
    نویسنده متن فوق: » مرتضی رضاییان ( یکشنبه 86/10/16 :: ساعت 8:12 عصر )
       1   2   3   4   5   >>   >

    »» لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    نجیب
    بی مقدمه
    شیخ انصاری، آن نمایندگان و این نماینده !
    [عناوین آرشیوشده]